مقایسه تطبیقی و تحلیلی مربی شغلی و تسهیلگر شغلی در مدل اشتغال حمایتی
دکتر صادق شیبانی مدیر مرکز پشتیبانی شغلی معلولین کیهان و عضو شورای سیاست گذاری فصلنامه مطالعات استراتژیک مدیریت در پژوهشی به مقایسه تطبیقی و تحلیلی مربی شغلی (Job Coach) و تسهیلگر شغلی در مدل اشتغال حمایتی (Supported Employment)پرداخته است.
به گزارش طنین فارس او در این رابطه اظهار داشت: اشتغال افراد دارای معلولیت در دهههای اخیر در کانون توجه بسیاری از سیاستگذاران اجتماعی قرار گرفته و بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی توانمندسازی اجتماعی تلقی میشود. در این راستا، دو رویکرد عمده در حوزه واسطههای اشتغال برای افراد دارای معلولیت مطرح شدهاند: مربی شغلی (Job Coach) و تسهیلگر شغلی.
شیبانی افزود: در حالیکه تسهیلگر شغلی در گذشته به عنوان واسطهای ابتدایی بین فرد دارای معلولیت و محیط کار نقش ایفا میکرد، مدل Job Coaching امروزه بهعنوان بخشی از برنامه جهانی اشتغال حمایتی (Supported Employment) در بسیاری از کشورها تبدیل به یک ساختار پیشرفته، علمی و اثربخش شده است.
او همچنین بیان داشت: مدل Job Coaching مبتنی بر نظریههای توانمندسازی (Empowerment Theory) و یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory) طراحی شده است. این چارچوبها تأکید دارند که با فراهمکردن حمایت ساختاریافته، آموزش در محیط واقعی و ایجاد روابط انسانی مؤثر، افراد دارای معلولیت میتوانند به استقلال اقتصادی، خودباوری و مشارکت اجتماعی پایدار دست یابند.
شیبانی با اشاره به تعارف مربوطه و بررسی تجربیات جهانی در این رابطه نیز گفت: در کشورهایی مانند آلمان، سوئد، آمریکا و ژاپن، مربی شغلی بهعنوان نیروی تخصصی در چارچوب قانونی Supported Employment فعالیت میکند. آموزش رسمی، ارتباط نزدیک با کارفرما، و استفاده از ابزارهای تحلیل شغلی و تطبیقپذیری، از ویژگیهای ساختاری این مدل هستند. نتایج بهکارگیری Job Coach در این کشورها، شامل کاهش نرخ بیکاری، ارتقاء رضایت شغلی و افزایش مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت بوده است.
به گفته شیبانی بر اساس دادههای سازمان ILO (2022)، کشورهایی که مدل Job Coaching را پیاده کردهاند، تا ۷۰٪ افزایش در نرخ نگهداشت شغلی نسبت به مدلهای سنتی داشتهاند.
او با تحلیل وضعیت در ایران از مسیر توانبخشی تا تصمیمات سلیقهای نیز گفت: مراکز پشتیبانی شغلی ایران (SE) در ابتدای شکلگیری خود، با الگوبرداری از مدلهای موفق جهانی و در دل واحد توانبخشی سازمان بهزیستی طراحی شدند. این مراکز بهعنوان حلقه نهایی زنجیره توانمندسازی مددجویان ایفای نقش میکردند و توانستند ساختار شغلی مبتنی بر توانبخشی را پیادهسازی کنند.اما در سالهای اخیر، بهدلیل برخی سیاستگذاریهای شتابزده و غیرکارشناسی، این مراکز از واحد توانبخشی جدا شده و به زیرمجموعه واحد اشتغال منتقل شدند؛ تغییری که موجب تضعیف رویکرد توانمندسازانه و کاهش انسجام سیاستهای حمایتی شد.
شیبانی چالشها و آسیبهای تکرار تجربه تسهیلگر شغلی را شامل آسیبهای اصلی احیای مدل تسهیلگر شغلی مانند نادیده گرفتن بیش از ۵ سال تجربه و سرمایهگذاری ساختاری سازمان بهزیستی، بیتوجهی به موفقیتهای میدانی و مستند مراکز SE، اتلاف منابع انسانی، مالی، تکنولوژیکی و زمانی و افزایش ریزش شغلی و آسیبهای اجتماعی در جامعه هدف عنوان کرد.
این پژوهشگر در نتیجهگیری موضوع فوق نیز اظهار داشت: مدل Job Coaching، با تکیه بر تجربیات جهانی و عملکرد موفق داخلی، امروز در ایران به یک راهکار اثباتشده برای اشتغال پایدار افراد دارای معلولیت تبدیل شده است. این مدل، با ایجاد شبکهای از مربیان شغلی و تعامل نزدیک با کارفرمایان، توانسته است به نتایجی پایدار در اشتغال، رضایت و خودکفایی مددجویان دست یابد.
شیبانی در پایان به چند پیشنهاد کلیدی نیز اشاره کرد و گفت: تقویت جایگاه مراکز پشتیبانی شغلی و بازگرداندن آنها به حوزه توانبخشی، تدوین آییننامه مربیان شغلی مطابق با استانداردهای جهانی SE، بهرهگیری از دیدگاههای مربیان و مددکاران میدانی در تصمیمسازیها، جلوگیری از تکرار طرحهای منسوخ و موازیکاری اجرایی و ادامه سرمایهگذاری تخصصی در تربیت نیروی انسانی حرفهای برای SEاز جمله این پیشنهادات است.
