آفرود در میان تصمیمهای متناقض
رضا عسکری
فعال گردشگری و رسانه
گاهی آنچه در حوزه گردشگری و طبیعت اتفاق میافتد، بیشتر از آنکه نیازمند تحلیل باشد، انسان را به یاد یک «دیوانهخانه» میاندازد؛ جایی که هر بخش ساز خودش را میزند و کسی نمیداند بالاخره قرار است با گردشگری، طبیعت و فعالان این حوزه چه رفتاری شود!
از یک سو، سخن از ممنوعیت آفرود و محدود کردن تردد خودروهای آفرودی به میان میآید و از سوی دیگر، محدودیتهایی برای تردد برخی خودروهای آفرودی، از جمله خودروهای مدل پایینتر از سال ۱۳۸۵، مطرح میشود.
اما در نقطهای دیگر، صحبت از تسهیل واردات خودروهای تخصصی آفرود و حتی واردات آنها بدون تعرفه است.
سؤال ساده است:
اگر آفرود قرار است ممنوع یا محدود شود، چرا باید برای ورود خودروهای تخصصی آفرود مسیرهای جدید باز شود؟
و اگر آفرود بخشی از ظرفیت گردشگری، طبیعتگردی و ورزش کشور است، چرا به جای ساماندهی، آموزش و نظارت، مدام با ممنوعیت و محدودیت مواجه میشود؟
آفرود، اگر اصولی و مسئولانه انجام شود، میتواند بخشی از زنجیره گردشگری طبیعت باشد؛ از معرفی مناطق کمتر شناختهشده گرفته تا رونق اقامتگاهها، فروشگاههای محلی، خدمات فنی، تجهیزات سفر و اقتصاد جوامع محلی.
راهکار، فراری دادن آفرودسواران از طبیعت نیست؛ راهکار، قانونگذاری شفاف، آموزش، تعیین مسیرهای مجاز و نظارت جدی بر رفتارهای مخرب است.
در روز جهانی گردشگری، بد نیست دستگاههای متولی یکبار کنار هم بنشینند و به یک سؤال روشن پاسخ دهند:
بالاخره آفرود را میخواهیم یا نمیخواهیم؟
اگر میخواهیم، باید برای آن قانون، مسیر، آموزش و حمایت تعریف کنیم؛ و اگر نمیخواهیم، باید توضیح دهیم چرا همزمان از توسعه و ورود خودروهای تخصصی آفرود سخن گفته میشود.
قلب مهربان آفرود را نشکنیم
هرچند به نظر میرسد نوسازی خودروهای آفرودی میتواند تصمیمی قابل دفاع باشد، اما مسئله فقط خودرو نیست؛ مسئله، نگاه ما به جامعه آفرود و ظرفیتهای آن است.
چندی پیش، وقتی دوستان آفرودباز در گروهی گفتند:
«به جنگل، دریا و کویر نروید؛ چون آفرود ممنوع شده است»، خطاب به مسئولان گفتم:
من یک مهندس شیرازی هستم؛ در شیراز نه دریایی دارم که در ساحل آن پهلو بگیرم و نه کویری دارم که زیر سقف زیبای آسمان، چادری برپا کنم.
من و بسیاری از همشهریان آفرودبازم، طبیعت را فقط برای تفریح نمیخواهیم؛ در بسیاری از مواقع، خود را بخشی از کمکرسانی به طبیعت و جامعه میدانیم.
اگر آتشی در طبیعت شعلهور شود، برای خاموش کردن آن میرویم؛ اگر حیواناتی در طبیعت سرگردان باشند، آب و علوفه برایشان میبریم؛ و اگر سیل به شهرمان برسد، تلاش میکنیم در کنار شهروندان باشیم و یاریرسان آنها شویم.
در عجبم که چرا برای آرامش قلب آفرود، یک تصمیم روشن، اساسی و منسجم گرفته نمیشود؟
شاید برای «دلنگرانی آفرود» دارویی وجود نداشته باشد، اما مسئولان میتوانند با قانونگذاری شفاف، آموزش، ساماندهی مسیرهای مجاز و حمایت از آفرود مسئولانه، خیال این جامعه را آرام کنند.
آفرودسوار واقعی دشمن طبیعت نیست؛
او میتواند یکی از همراهان و حافظان طبیعت باشد.
بیاییم به جای شکستن قلب مهربان آفرود، آن را در مسیر درست هدایت کنیم.
